
جواب بده به نامه هام زیاد شده دیگه گریه هام
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشم دل برای به تو رسیدن
عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو با مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالمو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلا تکلیف عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قد از دریا ما دوریم بی گناهیم هر دو تامون
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشق و ببینی
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو کرده این دل و دیوونه
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شده بودن و نبودن من
می دونم دوستم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی این و نوشته
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستارس
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست
بیا و مثل گذشته جز من به همه شک کن
من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن
اگر دیدی نگاهی خسته دارم و حس کردی که خیلی بی قرارم بدا ن تو با عبور از کوچه ی دل در آوردی د ما را از روزگارم کنار لحظه های سرد هستم و در آغوش فصل زرد هستم از آن روزی که با من قهر کردی رفیق سینه چاک درد هستم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 19:11 توسط دو یاس
|